محمد تقي الأستر آبادي
ديباچه 20
شرح فصوص الحكمة
29 از ملائكه و در صفحات 30 - 50 از قواى انسانى بحث مىكند « 1 » و صفحه 56 اختصاص به « تعريف - حدّ » كه مركّب است از « جنس قريب » و « فصل » دارد در آخر مؤلّف به « مبدأ أوّل » بر مىگردد و به ملاحظات مختلفى كه در معانى كلمهء « أوّل » آمده مىپردازد . در بادى نظر ، كنه اين تأليف به نظر نمىآيد كه متضاد با فلسفهء فارابى باشد . امّا با يك بررسى و پژوهش خيلى دقيق به وضوح روشن خواهد شد كه اگر شباهتى وجود داشته باشد ظاهرى است و انديشه فارابى در مسائل كلى چيز ديگرى است . اينك ببينيم عمدهترين اين مسائل كدام است . الف - قواى انسانى مؤلّف فصوص قواى انسانى را به دو دسته مشخّص تقسيم مىكند : اوّلين دسته شامل « ادراك » ( شعور ) و دومين دسته شامل ( قواى ) « عملى » است . قواى عملى شامل سه قوهء نباتى - حيوانى - و انسانى است . در باب قوهء ادراك بايد دانست كه منحصرا شامل حيوان و انسان است غايت عمل ( قوهء ) نباتى عبارت است از صيانت نفس ( حفظ فرد ) و قوهء رشد ( تكامل ) - عمل ( قوهء ) انسانى عبارت است از قوهاى كه در انتخاب زيبائى ( جمال ) و نفع به كار آيد . امّا قواى حيوانى عبارتند از : I - القوّة المصورّه - محلّ آن در قسمت مقدّم سر ( دماغ ) قرار دارد و وظيفه آن نگاهدارى صور اشياء محسوس است به هنگامى كه آن امور به وسيله حواس ادراك ! نمىشوند « 2 » .
--> ( 1 ) - در مسودهء فصوص كلمه به كلمه در باب قواى نفسانى بحث مىكند و آن را بنا بر رأى حاجى خليفه منسوب به ابن سينا مىداند ( ر ك . صفحه 123 مدكور و صفحه 505 گواشن ) . ( 2 ) - ديتريچى در ترجمهء اين قطعه دچار يك خطاى فاحش شده است زيرا متن مؤلف كلمه به كلمه عبارت است از : « يك قوهاى است كه آن را مصوره نامند كه در قسمت جلوى دماغ ( سر ) قرار دارد و همين قوه است كه « تصويرات » Images ( امور ) محسوس را وقتى كه در حواس اثر نمىگذارند مواجه حواس نيستند حفظ مىكند هر چند ، امور محسوس در برابر حواس قرار ندارند ولى صورت آنها در مصورهء موجود است » .